أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

548

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( 1202 ) 77 / 19 « و المؤمنون . . . بعض » . التّوبة / 71 . ( 1203 ) 78 / 4 « معيّن بوذ آن را » . دستنوشت در اينجا ( گ . ) قدرى آسيب ديده است ؛ به نظر مىرسد و ريقه‌اى هم براى ترميم چسبانده باشند . ما عبارت را ، از روى اجزائى كه از آن هويدا و خوانا بود و بدخالت سنجش و گمان ، چنين خوانديم ؛ بطبع به قرائتمان اطمينان كامل نداريم . ( 1204 ) 78 / 15 « خارج فصاحت » . در دستنوشت روى « ج » سكون گذاشته شده است . ( 1205 ) 78 / 18 و 19 « بيان كرد . . . » ، « و . . . نفر . . . » . در عكس ما جايگاههاى نقطه‌چين بروشنى قرائت نمىشوند ؛ ضمنا كاغذكى هم كه ( گ . ) براى ترميم چسبانيده‌اند ، مزيد بر علّت است . ( پس از « كرد » را نقطة چين گذاشتيم چون از سايه‌اى به نظر مىرسد حرف يا حروفى پس از آن بوده . « نفر » هم ظ . بايد آغاز « نفرموده » يا نظير آن باشد كه باقىاش بروشنى خوانده نمىشود . ) . ( 1206 ) 78 / 20 « حسب » . « حسب » : فقط ، تنها ، منحصرا ، انحصارا . « اى شاه جهان ملك جهان حسب تراست * وز دولت و اقبال شهى كسب تراست » ( انورى ) ( نقل بتلخيص از : لغتنامهء دهخدا ) . ( 1207 ) 79 / 2 « سئوم » . در دستنوشت زير « ئ » دو نقطة هم نهاده شده ( : سيوم ) و ريختى حاصل گرديده كه در كتابت امروزى آشناى ما نيست . به گمان بنده ، اين ريخت نمايندهء « سئوم » است ، نه « سيوم » ، و دو نقطهء زيرين تنها به اعتبار اين كه ياء كرسي همزه قرار گرفته نوشته شده‌اند . در همين دستنوشت « أولئك » به شكل « أوليك » نوشته مىشود . ( 1208 ) 79 / 2 و 3 « وَ مَنْ يَتَوَلَّ . . . آمَنُوا » . المائدة / 56 . ( 1209 ) 79 / 4 « دوم » . دستنوشت تا اندازه‌اى آسيب ديده است ؛ شايد : « دؤيم » ( ؟ ) هم بتوان خواند . ( 1210 ) 79 / 6 « ولايت فرموذ گردانيذ . . . » . همين طور است در دستنوشت ، تنها با عدم تفاوت « ك » و « گ » در كتابت پيشينيان . ( 1211 ) 79 / 14 « [ را ] » . به جهت لزوم معنائى ، افزوده شد . به معناى « براى ، از جهت » . ( 1212 ) 79 / 14 و 15 « إِنَّا نَحْنُ . . . لَحافِظُونَ » . الحجر / 9 .